هادی آفریده، مستندساز برجسته و کارگردان مستند «ارس؛ رود خروشان»، همزمان با حضور این اثر در نوزدهمین دوره جشنواره «سینماحقیقت»، از تجربه ساخت فیلم در منطقه مرزی، دغدغههای فکری خود و جایگاه جشنواره در جریانسازی سینمای مستند ایران سخن گفت.
به گزارش ارس آنلاین به نقل از دانشجو، هادی آفریده حضور در جشنواره سینماحقیقت را حضور در خانه مستندسازی ایران توصیف میکند؛ جایی که به گفته او، نهتنها نتیجه یک مسیر طولانی پژوهش و تولید دیده میشود، بلکه فرصتی برای ارتباط با مخاطبان حرفهای و گفتوگو با نسل تازه مستندسازان فراهم میشود. او سینماحقیقت را طی دو دهه گذشته مرجع اصلی گرایشها و جریانهای نوین مستندسازی میداند؛ جایی که بسیاری از فرمها، رویکردها و دغدغههای تازه نخستین بار از دل آن جوانه زدهاند.
«ارس»؛ ایدهای که از سفرهای جلفا آغاز شد
آفریده درباره شکلگیری مستند «ارس؛ رود خروشان» میگوید نخستین جرقه فیلم از چند سفر به جلفا زده شد؛ جایی که رودخانه ارس را نهفقط بهعنوان یک مرز سیاسی، بلکه بهمثابه رودخانهای سرشار از روایتهای تاریخی، هویتی، آیینی و انسانی دید. او روایت ارس را ترکیبی از زیبایی و زخم میداند؛ رودی که هنوز هم زندگی مردم دو سوی خود را شکل میدهد و حافظه مشترک چند نسل را با خود حمل میکند.
مهمترین تلاش آفریده در ساخت این فیلم، حفظ تعادل میان تاریخ، مسائل اجتماعی و زندگی امروز مردمِ کرانهنشین ارس بوده است. به گفته او، حقیقت ارس تنها در تصاویر طبیعی یا روایتهای سیاسی خلاصه نمیشود؛ بلکه در زندگی روزمره مردمانی جاری است که قصههایشان سالها شنیده نشده است.

چالشهای نفسگیر تولید در منطقه مرزی
تولید این مستند با دشواریهای فراوانی همراه بوده است. آفریده بخش فیلمبرداری در منطقه مرزی را سختترین مرحله کار توصیف میکند؛ جایی که محدودیتهای امنیتی، همراهی نکردن برخی مدیران محلی، بادهای شدید، طبیعت سخت و لوکیشنهای خطرناک، روند تولید را پیچیده کرده بود.
او بخشهایی از فیلمبرداری را «پرریسک و دلهرهآور» مینامد؛ ثبت تصاویری در مجاورت میدانهای مین، شنیدن انفجارها از آن سوی رودخانه و مواجهه با شرایط غیرقابل پیشبینی مرز. گفتوگو با مردم منطقه نیز مسیر روایت فیلم را تغییر داده است؛ جایی که قصههای فراموششده جنگها، مهاجرتها و تغییرات محیطزیستی، ابعاد اجتماعی فیلم را پررنگتر کرد.
هدف فیلم: شنیدن قصههایی که فراموش شدهاند
به گفته آفریده، هدف اصلی «ارس؛ رود خروشان» این بوده است که مخاطب از مسیر همراهی با رود ارس، وارد جهان روایتهای ناگفته مردم کرانههای رود شود؛ روایتهایی از مقاومت، جنگیدن برای سرزمین و تلاش برای حفظ هویت. او میگوید اگر فرصت بیشتری در اختیار داشت، بخش گفتوگوهای انسانی را گستردهتر میکرد، اما با توجه به بودجه بسیار محدود، ساختار فعلی بهترین شکل ممکن است.













